تبليغاتX
بهار توبه شکن
رهرو منزل عشقیم و زسرحد عدم / تا به اقلیم وجود این همه راه آمده ایم
نمی دونم این وزنش چیه قالبش چیه؟به وزینی قلبتون ببخشید!

مکن مردانگی جانا که مردی درد سر دارد

فریب است آن بیابانی که از دجله خبر دارد

صبوری کرده ام پای تو وخار غمت یارا

چرا یک پنج روزی صحبتت قسمت نشد مارا

خوشا آن باغ شیراز و غزلخوان خوش آوازش

که گلهایش نسوزاند هزاران طرب زا را

جوانمردانه میگویم مگویی قصه ام با کس

نخشکانی وفای گلرخان مجلس آرا را

مکن مرداتگی جانا که مردی دردسر دارد

فریب است آن بیابانی که از دجله خبر دارد

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1388/06/31 توسط 30min
دعا میکنم زودتر تازه شم

مثه آب دریا بی اندازه شم

دعامیکنم آسمونیترین

صدای تو یاس پرآوازه شم

دعا میکنم پر درآرم سبک

یه عنقا که تو اوج پروازه شم

چه رویای خوبی که سیمرغ تو

که تو هر پرش صد هزار سازه شم

شکایت کنم از تو با نای جان

یه عاشق که با ماه همرازه شم

کمک کن به من آرزوی دلم

اونی که به پات سر می اندازه شم

تو این ماه قشنگ من رو هم مهمون دستای مهربون دعاتون کنید !ممنون.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1388/06/11 توسط 30min
از چه رو رندان به زندان بلا مسجون شدند

زانکه آن آیینه را نادیده چون مجنون شدند

حسن رویش خواب مهرویان ز بیداری کشد(koshad)

شعله صحت به آب پاک بیماری کشد(koshad)

ای خوشا آندم که در عشق تو سوزد جان من

چشمه خورشیدی و من شسته خواهم جان وتن

کاش دریای می امشب یکدمی غرقم کند

گر زیادت غافلم من زهر در حلقم کند

گرچه در وصف  توبی همتا نوشتن خامی است

عاقبت در گفتن یک حس خوش ناکامی است

من بدین نام ونشانی درد تسکین می دهم

قلب وجانم را به درد هجر تمرین می دهم

مشق این دل در غم نابودنت صبر است وبس

رحم کن بر آن کسی کاو را نباشد جز تو کس!


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1388/05/25 توسط 30min
خستگیم دیگه تمومه میرسم به آخر راه

میخونم رو خط جاده این منم غریب بی همراه

سخته این جاده سرد و بی سروتهو شنیدن

 تو چش غصه های باد سردی غربتو دیدن

غنچه ای تو دل من نیست که بگه بهار رسیده

 چرا تو نی نی چشمات ابر من بارون دمیده؟


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1388/05/07 توسط 30min
 

ملک در سجده آدم زمین بوس تو نیت کرد

که در حسن تولطفی دید بیش از حد انسانی

ماه محرم

     میلاد امام مظلومان حسین بن علی (علیه السلام)بر عاشقان حضرتش تبریک وتهنیت باد


نوشته شده در تاريخ شنبه 1388/05/03 توسط 30min
بالاخره با این مثلا آرامش نسبی ما هم مثلا شعری سرودیم!(به دل نگیرین بچه ام دیگه!)

من مانده ام وهزار سودای غریب

من مانده ام وتو و دوچشمان وفریب

من مانده ام وسکوت وتنهایی خویش

من مانده ام وگلایه های کم و بیش

از بخت خودم گلایه دارم نه زتو

دوری شده روزی من و قسمت تو

خمخانه ی سینه ام پر از جام غمت

تندیس دو چشم من,گل اندام غمت

تار است بدون ماه در برکه نگاه

زان روست که مانده ام تو را چشم به راه


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1388/04/22 توسط 30min
صداش که توذهنم پیچیددلم میخواست های های گریه کنم ولی...گریه چه دردی رو دوا میکرد نه این دفعه حتی گریه هم التیام بخش نیست...طعم دل هممون...هرکس که معتقده به این بیت"دریغ است ایران که ویران شود کنام پلنگان وشیران شود"طعم دلش تلخه تلخه....نمیخواستم ساحت مقدس ادب رو به
سیاه وسفید شطرنج این شاه دزد وزیر بیالایم ولی نتونستم باشنیدن صدای گلوله بازم از طراوت گلخند یاس بنویسم نه نمیتونم ؛نمیتونیم آروم باشیم....اما نمیدونم چطورمیشه به بعضی گفت بابابه خدا هنوز30 سال نگذشته از اون فجایعی که اتفاق افتاد.هنوزکه هنوزه پشت مامان بزرگ ها و بابا بزرگها از داغ دسته گلاشون خمه ودلشون خون ...به خدا این درخت به خون نیاز نداره بسه این درخت به صبرنیازداره، به آرامش وهمدلی نیاز داره .این خون آشام ها هستند که از این خون سرمست و سیراب میشن... تا کی مردم خون وجون وجوون بدن تا یه عده بخورن یه عده از اعلام بخور بخور ها رای اعتمادبگیرن نه از...؟

تعرفه های سبز رو به نام سبزتوآراستیم .چون خواستار آرامش وامید بودیم! سبزسبز اما سید با همه ی احترامی که برای پرچم به قصاوت غصب شده ی کشورم دارم باید بگم سبزی توهم به سرخی خون اغشته شد.

راستی شهادت بزرگ مرد علم وایمان  شهید دکتر چمران تسلیت باد.

دریغ است ایران که ویران شودl







نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1388/04/01 توسط 30min
جای پست قبلیم خالی....(به سفارش دوستان!!!)
نوشته شده در تاريخ جمعه 1388/03/29 توسط 30min
....غبار خاطرات را

                  از روی حباب ثانیه‌هایم میگرفتم ....

                                            دانه دانه آنها را به

                                                دریای فراموش شدگان

                                                                     می سپردم...

 

با این وضعیت شاید اسم مستعارم رو بذارم "غبار"....declare.gif


نوشته شده در تاريخ شنبه 1388/03/02 توسط 30min
 

بوسید غبار من نگاهت را

در آینه ی کبود زنگاری

از یاد تو رفت عشق جانسوزم

 از یاد زمانه رفتم انگاری

تصویرتو بر سبوی قلب من

ینبوع خیال وشعر از آن جاری

بر شاخه ی خاطرت نشستم من

 شاهینی و بس کبوتر آزاری

از صبح رخ تو تا شب زلفت

 آیات خدا و چشم من قاری*

گاهی غزلم به رقص می آید

یادت گذری زمن کند باری؟

یادم تو دگر نمی کنی شاعر

 از قافیه های من تو بیزاری


*این مصرع تغییر کرد.


نوشته شده در تاريخ شنبه 1388/02/26 توسط 30min
درباره وبلاگ
الهی کفی بی عزا ان اکون لک عبدا
و کفی بی فخرا ان تکون لی ربا...
انت کما احب فاجعلنی کما تحب


مناجات امیرالمومنین علی (ع)
آرشيو مطالب
پيوندهاي روزانه


Blog Skin